Creativity

Innovation

Originality

Imagination

 

Salient

Salient is an excellent design with a fresh approach for the ever-changing Web. Integrated with Gantry 5, it is infinitely customizable, incredibly powerful, and remarkably simple.

Download

برندینگ

مدت زمان پیش بینی شده برای مطالعه ی این مطلب به صورت عمقی : 4 دقیقه !

موضوع : برندینگ چیست و آیا به درد مکسب و کار ما میخورد ؟

آنچه یاد میگیرم : اجزا و تقسیم بندی ها ی کلی پروسه ی ساخت برند

شدیدا خواندن این متن را توصیه میکنیم !

مثل یه حس خوش و قابل اعتماد از فکر کردن به آدمی که همیشه هست ، برندینگ هم در دل جامعه ی هدفش باید یه حس خوب ایجاد کند . حسِ لطیف همیشه قابل اعتماد بودن ، همیشه یکرنگ بودن و همیشه در دسترس بودن

برندینگ هنری است که میتواند دنیای یک کسب و کار را کاملا هوشمندانه رنگی کند و خاطرات دلنشینی را در وجود جامعه ی هدفش ترسیم کند ، جامعه ای که حتی اگر را نداشته باشنش و برایشان در دسترس هم نباشد خیلی جدی و مصمم از آن دفاع می کنند و در برابر هر تغییری بخاطرش واکنش نشان می دهند . حالا میخواهد این برند یک تیم ورزشی باشد ، میخواهد یک آدم باشد و یا یک کسب و کار!

برندینگ اتفاقیست که اگه راه اجرایش درست تشخیص داده شود ، درست برایش برنامه ریزی شود و درست و با دقت پیاده سازی ، کنترل و اجرا شود ، کولاک میکند ، هم در دل صاحب کسب وکار و هم در دل طرفداران برند ، در این زمان حس خوش و قابل اعتماد بودن در تمام لحظات هست و هست و هست.

همه ی ما وقتی با بزرگترهایمان صحبت میکنیم از محصولات ، آدمها و یا شرکت هایی صحبت می کنند که دیگه نیستند یا حداقل کلا در دسترس ما نیستند ولی در خاطراتشان عالی بودند ، جوری برای ما ترسیمش می کنند که انگار تنها موضوع کامل هستی همان یه موضوعِ بوده و سایر کالاها ، خدمات و آدمهای دیگر و غیره و ذالک هیچوقت به پای آن نمیرسند ، این یعنی برندی متعهد و خوش نام برای طرفدارانش روزی وجود داشته و همچنان برای خودش طرفدارانی دارد ، طرفدارانی که حتی اگر همه ی عالم از آن بگذرند و دست رد به سینه ی شان بزنند ، برای آنها همچنان مقدس است.( البته که امروزه بازار رقابت برندها داغ شده و تنوع طلبی در رفتار مصرف کننده تغییراتی عمقی داشته است ! و شاید مقدس بودن تعریفی متفاوت پیدا کرده است ! )

 pic

 

اما خلق یک برند نیاز به زمان ، برنامه ریزی ، سطح بندی ، خلق هویت و کنترل نقاط تماس ( touchpoint ها ) ، طراحی راهنمای عملیاتی ارتباطات ( guidline های ارتباطی ) و .... دارد و البته تشخیص اینکه که در چه سطحی اجرا شود . گاهی اوقات برندینگ در سطح آرایشی (cosmetics branding ) برای یه شرکت مناسب است و گاهی باید یک کسب و کار بصورت چرخشی و در اصطلاح 360 درجه برایش برنامه ریزی شود .

با تکیه بر مواردی که مطرح کردیم سیستم عملکردمان در مِی شان را پیاده سازی کردیم ، یعنی با شناخت کسب و کار ، صاحبان کسب وکار و بررسی ایده هایشان ، بررسی کامل جامعه ی هدف و سلایقشان پروژه ی برندینگ را شروع می کنیم تا بتوانیم رمز و رازهای دل برند را پیش از اجرا طراحی کنیم و به اصطلاح خودمان DNA برند را کشف کنیم . سپس براساس آن ساختار و طراحی تمام touchpoint ها را انجام می دهیم . پس از آن اجرا و کنترل اجرا در سطح مناسبِ برندینگِ و فضای کسب و کار، پیاده سازی می شود و کنترل ، فیدبک از بازار و فروش ، درصورت نیاز طراحی مجدد و بهینه سازی ، اجرا و کنترل صورت می گیرد تا کسب و کار در مسیر صحیح خود قرار گیرد و مطابق اصول آرام ، آرام در ذهن مخاطبان جا باز کند و در جای در نظر گرفته شده اش بنشیند .

 pic

فقط دو موضوع مهم در مورد برندینگ را هرگز فراموش نکنیم :

اول هر نام مشهوری ، برند نیست . برند قواعد و قوانینی دارد که با رعایت و استمرار منجر به خلق یک مفهوم و جایگاه در ذهن مخاطبان هدف می شود و نام های معروف ، کسب و کارهایی که یک شبه ظهور کرده اند و یا تبلیغات گسترده با کمک افرادی که ما از آنها به عنوان سکوهای اطلاع رسانی استفاده می کنیم لزوما به برند شدن کمکی نمی کنند.

دوم سبک عملکرد در هر کسب و کار و برند کاملا منحصر به همان کسب و کار است و نمیتوان دو کسب و کار را در برندینگ با یکدیگر حتی مقایسه کرد . ولی در برندینگ صحیح اصول اساسی مشترک است ، اصولی مثل طراحی هویت برند ، شناخت بازار هدف ، شناخت و طراحی TOUCHPOINT ها .

پس لطفا در خاطر داشته باشید که لزوما انجام و اجرای حتی مو به موی پلن برندینگ یک کسب و کار دیگر ( حتی اگر تشابه بسیار زیادی به کسب و کار شما داشته باشد ) منجر به گرفتن نتیجه ای مشابه نمیگردد.

درست مثل اینکه انتظار داشته باشیم دو فرزند دوقلو از یک خانواده ( با سطح تشابه بسیار بالا از لحاظ زمان زایمان ، والدین ، محیط بزرگ شدن و .... ) عملکرد ، توانایی ، محبوبیت ، استعداد و ... مشابه داشته باشند . هر کدام از این دو باتوجه به DNA شان ، عملکردی خاص مختص خودشان دارند ، با افرادی مطابق با توانایی ، علایق و عملکردشان ارتباط برقرار می کنند و در نهایت منحصر به خودشان هستند .

به عنوان یک مدیر تصمیم گیرنده یا صاحبر کسب و کار چند سال بعد از اجرای برندینگ ، حس خوب طرفداری را در قلب خودتان احساس خواهید کرد . حسی که برندها ( و مطمئنا شما ) هر روز بیشتر از روز قبل برای نگه داشتن و افزایشش تلاش و مبارزه می کنند که در اصطلاح علمی به آن افزایش سهم بازار ، سهم از ذهن مشتری ، سهم برند در مقابل رقبا و ... می گویند .

ما در مِی شان برندینگ را پس از بررسی های اولیه در 3 سطح آرایشی ، آرایشی - ارتباطی و تمام و کامل ( چرخشی یا 360 درجه ) انجام میدهیم . هیچکدام از این سطوح به دیگری برتری ندارند و کاملا متناسب با شرایط تشخیص داده شده از دل بازار اجرا میشود البته با توجه به پلن طراحی شده ی برندینگ معمولا در فازهای بعدی اجرا ، وارد سطوح بعدی هم میشویم.

pic

پی نوشت مهم : خیلی جاها دیده می شود که می گویند برند شدن یعنی اسب شما میان اسب های دیگر شاخ دار باشد ! یا شما متفاوت باشید و ... . ولی این تعریف نه تعریفی علمی است و نه تعریفی درست . لزوما نیازی نیست کسب و کاری که برند معتبری است را همه بشناسند و همه در موردش صحبت کنند ، این کسب و کار (یا برند ) باید فقط برای جامعه ی هدف ارزشمند شناخته شود ، آن هم در بخش مورد نظر ما ، در جایگاه ذهنی ای خاص ، اینکه چرا این مطلب را مطرح کردم این بود که خیلی ها برندینگ را با طراحی هویت های بصری و تبلیغات گسترده اشتباه می گیرند و بدون خلق هیچ برندی در مدت زمان طولانی به شهرت برندشان می افزایند و بعد با کاهش تبلغات پس از مدتی هیچ اثری ازشان باقی نمی ماند و بعد هم همه چیز را تقصیر بازار و رقبا می اندازند !! پس لطفا خیلی دقت کنید و اشتباهی اعتماد و اقدام نکنید.

برای آینده ی درخشانی که پیش رویمان هست شکرگزار باشیم و برای رسیدن به یک تصمیم درست ، زودتر اقدام کنید . ما تمام قد حواسمان به شما هست و حمایتتان می کنیم.