برندینگ
برندینگ بخشی از کسب و کار شما نیست . برندینگ تمام کسب و کار شماست .

اینکه دقیقا برندینگ قرار است برای کسب و کار شما چه کند مبحثی است جدای از این مقاله اما به اطمینان می توان گفت نتیجه ی برندینگ باعث ایجاد تحولی عظیم در کسب و کار و زندگی کار شما خواهد شد. زیرا برندینگ پروسه ای است که از خلق یک برند ( تشخیص جوهره ی برند ، ارزش های برند ، شخصیت برند ، وعده های برند ، ویژگی های یک برند ) شروع می شود و گاها تا تربیت مدیر برند ، برندینگ داخلی سازمان ، برندینگ جهانی و حتی ری-برندینگ هم پیش می رود .
این را از این بابت مطمئنیم که پروسه های خلق برند و برندینگ را به خوبی می شناسیم و سال هاست نتایج آن را روی کسب و کارهای مختلفی که با آنها کار کرده ایم دیده ایم . داشتن یک برند درست باعث داشتن مشتریان وفادار ، کاهش هزینه های تبلیغات و تبدیل آنها به سرمایه گذاری ، افزایش طول عمر کسب و کار و مهمتر از همه روشن بودن تکلیف کسب و کار در آینده می شود که تمامی آنها به ما در مورد تحولی عظیم در کسب و کار به واسطه ی برندی که برایتان خلق می شود ، پیش از اجرای پروسه ی برندینگ نوید می دهد .
در مورد برندینگ باید بگوییم برندینگ هنری است که میتواند دنیای یک کسب و کار را کاملا هوشمندانه و هدفمند متحول کند و تجربیات ارزشمندی را در وجود مشتریان و حتی مخاطبان برند به جای بگذارد ، این اثرگذاری مربوط به مرزهای جغرافیایی نمی شود و این برند میتواند در هر سطحی حتی دیجیتالی یا انفرادی هم خلق گردد و اثرش را روی مخاطبینش بگذارد . حالا میخواهد این برند یک تیم ورزشی باشد ، میخواهد یک آدم باشد و یا یک کسب و کار
برندینگ اتفاقیست که اگه راه اجرایش درست تشخیص داده شود ، درست برایش برنامه ریزی شود و درست و با دقت پیاده سازی ، کنترل و اجرا شود ، کولاک میکند ، هم در دل صاحب کسب وکار و هم در دل طرفداران برند.

اما در مورد خلق یک برند باید بدانید که خلق برند نیاز به زمان ، برنامه ریزی ، سطح بندی ، خلق هویت و کنترل نقاط تماس ها ، طراحی راهنمای عملیاتی ارتباطات و .... دارد و البته تشخیص اینکه که برندسازی در چه سطحی اجرا شود . گاهی اوقات برندینگ در سطح آرایشی (cosmetics branding ) برای یه شرکت مناسب است و گاهی باید برای برندسازی یک کسب و کار بصورت چرخشی و در اصطلاح 360 درجه برنامه ریزی شود .
ما در مِی شان با شناخت کسب و کار ، صاحبان کسب وکار و بررسی ایده هایشان ، بررسی کامل جامعه ی هدف و سلایقشان - تحقیقات بازار و تحلیل کامل بازار - پروژه ی برندینگ را شروع می کنیم تا بتوانیم رمز و رازهای دل برند را پیش از اجرا طراحی کنیم و به اصطلاح خودمان DNA برند را کشف کنیم . سپس براساس آن ساختار و طراحی تمام touchpoint ها را انجام می دهیم . پس از آن اجرا و کنترل اجراییات را در سطح مناسبِ برندینگِ و فضای کسب و کار، پیاده سازی می کنیم و بنا به فیدبک از بازار و فروش ، درصورت نیاز طراحی مجدد و بهینه سازی ، اجرا و کنترل صورت می گیرد تا کسب و کار در مسیر صحیح خود قرار گیرد و مطابق اصول آرام ، آرام در ذهن مخاطبان جا باز کند و در جای در نظر گرفته شده اش بنشیند .
بدیهی است که با توجه به سطح ارتباط با برند ، سطح درک و ارتباطات برند هم برای مخاطبان تغییر می کند . برای مثال درک کسی که با ولوو تصادف کرده و از مرگ نجات پیدا کرده با درک کسی که با ولوو رانندگی کرده و با کسی که فروشنده برند ولوو بود بسیار متفاوت است . در واقع تجربه اصلی ترین خالق مفهوم برند در ذهن انسان است
فقط دو موضوع مهم در مورد برندینگ را هرگز فراموش نکنیم :
اول هر نام مشهوری ، برند نیست . برند قواعد و قوانینی دارد که با رعایت و استمرار منجر به خلق یک مفهوم و جایگاه در ذهن مخاطبان هدف ( خلق برند ) می شود و نام های معروف ، کسب و کارهایی که یک شبه ظهور کرده اند و یا تبلیغات گسترده با کمک افرادی که ما از آنها به عنوان سکوهای اطلاع رسانی استفاده می کنیم لزوما به برند شدن کمکی نمی کنند.
دوم سبک عملکرد در هر کسب و کار و برند کاملا منحصر به همان کسب و کار است و نمیتوان دو کسب و کار را در برندینگ با یکدیگر حتی مقایسه کرد . ولی در برندینگ صحیح اصول اساسی مشترک است ، اصولی مثل طراحی هویت برند ، شناخت بازار هدف ، شناخت و طراحی TOUCHPOINT ها .
پس لطفا در خاطر داشته باشید که لزوما انجام و اجرای حتی مو به موی پلن برندینگ یک کسب و کار دیگر ( حتی اگر تشابه بسیار زیادی به کسب و کار شما داشته باشد ) منجر به گرفتن نتیجه ای مشابه نمیگردد.
درست مثل اینکه انتظار داشته باشیم دو فرزند دوقلو از یک خانواده ( با سطح تشابه بسیار بالا از لحاظ زمان زایمان ، والدین ، محیط بزرگ شدن و .... ) عملکرد ، توانایی ، محبوبیت ، استعداد و ... مشابه داشته باشند . هر کدام از این دو باتوجه به DNA شان ، عملکردی خاص مختص خودشان دارند ، با افرادی مطابق با توانایی ، علایق و عملکردشان ارتباط برقرار می کنند و در نهایت منحصر به خودشان هستند .
به عنوان یک مدیر تصمیم گیرنده یا صاحب کسب و کار چند سال بعد از اجرای برندسازی ، حس خوب طرفداری را در قلب خودتان احساس خواهید کرد . حسی که برندها ( و مطمئنا شما ) هر روز بیشتر از روز قبل برای نگه داشتن و افزایشش تلاش و مبارزه می کنند که در اصطلاح علمی به آن افزایش سهم بازار ، سهم از ذهن مشتری ، سهم برند در مقابل رقبا و ... می گویند .
ما در مِی شان برندینگ را پس از بررسی های اولیه در 3 سطح آرایشی ، آرایشی - ارتباطی و تمام و کامل ( چرخشی یا 360 درجه ) انجام میدهیم . هیچکدام از این سطوح به دیگری برتری ندارند و کاملا متناسب با شرایط تشخیص داده شده از دل بازار اجرا میشود البته با توجه به پلن طراحی شده ی برندینگ معمولا در فازهای بعدی اجرا ، وارد سطوح بعدی هم میشویم.

پی نوشت مهم : خیلی جاها دیده می شود که می گویند برند شدن یعنی اسب شما میان اسب های دیگر شاخ دار باشد ! یا شما متفاوت باشید و ... . ولی این تعریف نه تعریفی علمی است و نه تعریفی درست . لزوما نیازی نیست کسب و کاری که برند معتبری است را همه بشناسند و همه در موردش صحبت کنند ، این کسب و کار (یا برند ) باید فقط برای جامعه ی هدف ارزشمند شناخته شود ، آن هم در بخش مورد نظر ما ، در جایگاه ذهنی ای خاص ، اینکه چرا این مطلب را مطرح کردم این بود که خیلی ها برندسازی را با طراحی هویت های بصری و تبلیغات گسترده اشتباه می گیرند و بدون خلق هیچ برندی در مدت زمان طولانی به شهرت برندشان می افزایند و بعد با کاهش تبلغات پس از مدتی هیچ اثری ازشان باقی نمی ماند و بعد هم همه چیز را تقصیر بازار و رقبا می اندازند !! پس لطفا خیلی دقت کنید و اشتباهی اعتماد و اقدام نکنید.
برای آینده ی درخشانی که پیش رویمان هست شکرگزار باشیم و برای رسیدن به یک تصمیم درست ، زودتر اقدام کنید . ما تمام قد حواسمان به شما هست و حمایتتان می کنیم.