Creativity

Innovation

Originality

Imagination

 

Salient

Salient is an excellent design with a fresh approach for the ever-changing Web. Integrated with Gantry 5, it is infinitely customizable, incredibly powerful, and remarkably simple.

Download

محبوبیت و معروفیت بخشی از وجود همه ی ماست که بصورت ناخواسته برای رسیدن به آن تلاش میکنیم و پرسنال برندینگ یکی از راه های خلق این محبوبیت است . برندسازی شخصی یا پرسنال برندینگ یک راه حل هوشمندانه برای تمامی کسانی است که می کوشند در ذهن جامعه ی هدف با یک مفهوم ، کارایی ، ساختار و یا عملکرد تثبیت شوند.

و البته که این منبع عظیم و لایتناهی قدرت چه کارها که میتواند و انجام میدهد!

و اما پرسنال برندینگ چیست ؟ چه بایدها و نبایدهایی دارد ؟ چه قدرتی دارد و چگونه خلق می شود؟!

ما در این مقاله به این سوالات پاسخی عمومی میدهیم و در صورت تمایل از یک پاسخ خاص بهتر است با ما تماس در ارتباط باشید چون نسخه ی هر فرد در اجرا با دیگری متفتوت است!

پرسنال برندینگ جمعی از رفتارها ، عادت ها ، برخوردها ، عملکردها و نتایج عملیاتی یک فرد برای رسیدن به یک هویت مشخص در ذهن مخاطبان است و البته در سطوح شناسایی  متفاوت نتایج متفاوتی به همراه دارد. برای انجام پروسه ی پرسنال برندینگ دو مدل معروف وجود دارد که در حال حاضر در دنیا مورد استفاده قرار  می گیرد ( البته شاید آژانس های تبلیغاتی ایرانی مدل های جدیدی مثل مدل تارعنکبوتی در پرسنال برندینگ را هم کشف کرده باشند که ما از آن اطلاع نداریم !!! )

1- مکتب فروش :

که مدل بسیار معروف و پر طرفداری در ایران است ، این نگاه را دارد که مخاطب ، مشتری است و همانگونه که میشود در مورد محصول غلو کرد در مورد انسان هم میشود غلو کرد ( مثلا رِد بول به انسان بال می دهد در صورتی که واقعا نمیدهد ). در واقع مکتب فروش اینگونه عمل می کند که صفات مورد نظر مشتری باید درست مانند یک پکیج در فرد متقاضی پرسنال برندینگ ظهور کند و این فرد باید سعی کند در رفتارش این صفات را بروز دهد  ، حتی اگر جذبه های بیان شده درست و حقیقی نباشد . در  مکتبِ فروشِ پرسنال برندینگ ، ارتباطات بیرونی از اهمیت خیلی زیادی برخوردار است و فرد باید بکوشد تا دقیقا صفاتی را که در تبلیغات و نقاط تماس بیرونی از او به مشتری معرفی می شود نمود بیرونی داشته باشد.نام گذاری روی افراد از نشانه های طرفداران این مکتب است ( مثل کاپیتان فروش ، عقاب بازاریابی و .. ) و در نهایت و نتیجه خروجی این مکتب برندهای شخصی ای است که فاصله ی زیادی با حقیقتِ فرد دارد.

 در مکتب فروش چون ویترین عملکرد فرد است ، سعی می شود از خلاهای ذهنی و نگرانی های مشتری استفاده شود و به کمک ابزار و امکانات خود را فردی هوشمند و دانشمند در زمینه ی پر کردن خلاها و برطرف کردن نگرانی ها جلوه دهند و تمام این موارد به فردی که با این مدل در حال انجام پرسنال برندینگ است نمایش داده می شود.

البته در این میان این سوال به وجود می آید که اگر مشتری بفهمد که فرد در مورد خودش ، توانایی هایش و واقعیاتش دروغ گفته چه اتفاقی می افتد ؟ طرفداران و بنیان گذاران این مکتب اعتقاد دارند که شما باید آنقدر تجربه کنید تا یاد بگیرید ، بازار شکارگاه است و مشتریان صید هستند و شما باید آنقدر صید کنید تا صید کردن را یاد بگیرید و افرادی که به شما در قدم اول اطمینان می کنند در واقع همان صیدهای تنبل و لقمه های آماده و مناسب شما هستند تا بر تجربیاتتان بیفزایند.

از بایدهای استفاده از مکتب فروش در ایران استفاده از کراوات ، ساعت مچی درشت ، جملات انگلیسی و اصطلاحات خاص و عجیب است.

اساس مکتب فروش ساخت ظاهر و حفظ ظاهر است.

2- مکتب تحول درونی :

در ابتدا از نتایج پرسنال برندینگ با مکتب تحول درونی بهتر است سخن بگوییم تا با این مدل بهتر آشنا شویم ، باراک اوباما ، بیل کیلینتون ، دونالد ترامپ مشاور املاک و خیلی از بزرگان سیاسی و اقتصادی دنیا . این مکتب که به مکتب رامپرسد معروف است تمرکز اصلی خود را روی پرسپکتیو افراد می گذارد . به اعتقاد این مکتب هر فردی 4 پرسپکتیو دارد

1-پرسپکتیو داخلی

که شامل سلامت روحی و جسمی ، باورها و ارزش های فردی می شود.

2-پرسپکتیو خارجی

که شامل لحن صحبت کردن ، پوشش ، تکه کلام ها و ... هر آنچیزی که از بیرون دیده می شود.

3-پرسپکتیو یادگیری و دانش

یک پروسه ی دائمی در یادگیری را شامل می شود.

4-پرسپکتیو مالی

که به استطاعت مالی فرد اشاره دارد که باید کاملا همسو با هویت داخلی فرد باشد.

که در کتاب پرسنال برند بااصالت ( otentivekal personal branding) بطور کامل بیان شده استو این 4 پرسپکتیو هویت فرد را تشکیل می دهند ، در واقع این 4 پرسپکتیو هویت درونی فرد را منقل می کنند.

برای مثال یک معلم باید باورها و ارزش هایش ، پوشش و سبک کلامش ، سطح دانش و وضعیت مالی اش کاملا با هویت معلم بودنش همسو باشد.

در پروسه ی اول هویت ، باید شناخت و تحول درونی در 4 پرسپکتیو فوق صورت بگیرد . یعنی فرد باید کاملا خودش و درونیاتش را بشناسد ، ارزش هایش را درک کند  ، نوع پوشش و کلامش را بخوبی تحلیل کند، راه هایی که از آن امکان کسب درآمد دارد را بشناسد و تشخیص دهد در یادگیری چه استعدادی ماهر تر است

پس از اینکه فرد به شناخت و تحول درونی رسید به پروسه ی چشم انداز برند شخصی یا brand visoin میرسد  ، این مکتب اعتقاد دارد که برای رسیدن به چشم انداز باید در نقطه ی صفر شروع قرار داشته باشی . ( برای مثال اگر شما می خواهید به عنوان یک فرد دانا و مشاور مطمئن در مبحث فروش ملک و زمین فعالیت کنید ؛ باید تهران را به خوبی بشناسید ، درک درستی از جامعه شناسی و سبک خرید و فروش ملک داشته باشید . باید امکان ارائه و عرضه درست یک ملک را داشته باشید ، از تعامل با افراد خوشنود باشید و فردی پیگیر باشید .)

پس از اینکه چشم انداز برند و شناخت درونی حاصل شد ( به نقطه ی صفر درونی رسیدید ) به برنامه ریزی عملکرد درست و تجربه می رسید . اگر به تحول درونی درست نرسید مثل مکتب فروش باید فقط یک ظاهر تو خالی برای رسیدن به هدف داشته باشید.

برای برنامه ریزی درست باید نقاط ضعف و قوت را به طور کامل شناسایی کنید ، وضعیت بازار و رقبا را کامل شناسایی و رصد میکنید تا پایه عملکرد رقبا را متوجه شوید .

مرحله بعدی PVSD یعنی برنامه ی تحول درونی نوشته می شود. یعنی برای هر پرسپکتیو باید برنامه ریزی شود مثلا بیلان مالی هر سال باید نوشته شود و هفته به هفته ، ماه به ماه و نهایتا بررسی بیلان سالانه و چشم انداز سالانه مقایسه شود. این سبک عملکرد براساس Balance Score Card  Personal انجام میشود که براساس جایگاه فعلی ، چشم انداز مورد نظر و سبک عملکرد هفته به هفته و سال به سال طراحی و مدیریت و کنترل می شود ( این برنامه باید بالانس طراحی شود که نتیجه موثر در راستای چشم انداز قرار گیرد)

پس از طراحی کارت های امتیاز دهی بالانس شخصی ، پروسه های برندسازی شخصی وارد  چرخه ی  برنامه ریزی ، گسترش ، اجرا ، کنترل می شود تا نتایج تحول درونی آشکار شود.

در این مکتب اساس تحول ، درونی است.